دانشگاه آكسفورد درس ميداد، ((مدرس)) بود، يعني كسي كه هنوز ليسانس نگرفته بود تا حق تدريس داشته باشد. با اين حال اروپايياني كه اين عنوان
مدرس محترم را بهكار ميبردند، شايد از معني فني آن خبر نداشتند، بلكه توجهشان به راه تازهاي بود كه او گشود.
از آنجا كه آيين آكمي يك نظام جزمي نبود، بلكه تنها يك روش يا طريقه بود، شاگردانش گروه متحدي را تشكيل نميدادند، يعني مثلاً گروهي مانند پيروان توما يا اسكوت نبودند. هر شاگردي برحسب دريافتهاي خودش ممكن بود جدا از ديگران باشد. بدينسان عامل تجزيهكنندهاي وارد آيين مدرسي شد. علوم جديد نميتوانستند در محدودهٴ تنگ نظامهاي جزمي رشد كنند. آيين آكمي هم از راه تحليل بردن نظامهاي جزمي به رشد آنها كمك منفي كرد و هم با تأمين شرايط مساعد معنوي و اصلاح ابزارهاي منطق به آنها كمك مثبت نمود.
جان رُدينگتُـن
جان ردينگتن. متكلم فرانسيسي انگليسي (متوفا 1348).
ممكن است او منسوب به دهكدهٴ ردينگتن در ناتينگهامشاير باشد. او در آكسفورد تحصيل كرد و دكتر الاهيات شد. همچنين در دانشگاه پاريس تحصيل كرد. به سلك فرانسيسيان درآمد، در صومعهٴ استانفرد بهسر برد و سرانجام نوزدهمين رهبر فرقهٴ خودش در انگلستان شد. در سال1348، احتمالاً براثر طاعون، در بِدفُرد درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد. او شرحي بر كتاب عبارات، دستكم مقالههاي اول و چهارم آن، نوشت. آكمي بر او تأثير زيادي داشت.
درباب مسائلي از قبيل قدرت مطلق الاهي و معرفت او بر امور، كه جدا از ذاتش نيست و در رد ابن رشد به بحث پرداخت.
آدام وُودهـام
آدام وودهام1 (در انگلستان پنج نقطه بهنام وودهام وجود دارد). فرانسيسي انگليسي و پيرو آكمي (متوفا سال 1358).
در پايان سدهٴ سيزدهم زاده شد. در سر درسهاي آكمي دربارهٴ كتاب عبارات در آكسفورد (يعني پيش از سال 1324) و سپس بر سر درسهاي والتر كـتُـن2 (در انتقاد از گرايشهاي آكمي) در نـُرويچ شركت كرد. او از نخستين پيروان آكمي بود و ممكن است همان آدام دو آنگليا باشد كه آكمي
رسالهٴ جامع منطق خود را برايش نوشته است. او در لندن، سپس در آكسفورد (1332 يا